شهری که دوستش دارم وحشتناک است!

نویسنده: خبرنگار حوزه وغیره موضوع: زورنا اعلان، 

 

مرکز شهر تبریز با دود کش اضافی !

 متنفرم! از مركز شهر با تمام زشتی هایش. متنفرم از عادتی كه دچارش شده ایم و از كنار این همه كراهت و بدقوارگی به آسانی می گذریم. بازار تبریز و مركز شهر نمونه كوچكی از تبریز بزرگ است. تصور كنید اگر بخواهید از یك سوی شهر به آن سوی شهر عزیمت كنید باید از این منطقه بگذرید. مركز شهر تبریز، انواع فرهنگ های موجود را به نمایش می گذارد!

**

كلاه ها و سرها!

داد و ستد است در مركز شهر. اجناس دست به دست می شوند. همه اهل بازار منفعت می برند. جمعیتی روانه بازارند تا توسط دستی جنس مورد نیازشان را تحویل بگیرند. جالب است. دستان نامرئی، كلاه های نامرئی را همراه جنس بر روی سر مشتری می گذارند البته  خیلی ها ككشان هم نمی گزد! انصاف در مركز شهر و جابجایی كلاه ها و هزار و یك مسئله خرد و كلان نشان دهنده وضعیت شهر است.

جهت اطلاع بیشتر جالب است بدانید اولین شایعه كمبود مواد غذایی در كشور، از تبریز صادر شد! قند و شكر و شایعه كمبود آن، كلاه های سر به سر شده را به شدت افزایش داد.

 راستی آخر چه كسی گفته است كه اگر زهرمار گران شد همه باید برای خرید آن صف بكشند؟!

***

تلاقی فرهنگی توسط پل مكانیزه

تلاقی فرهنگ در مركز شهرتوسط دو دستگاه! پل عابر پیاده مكانیزه صورت می گیرد. كافی است بالای پل عابرپیاده ایستاده باشید و مردم را از همه قشر زیر نظر بگیرید. در این مكان است كه مردم با فرهنگ و بی فرهنگ! چنان در هم لولیده اند كه تفكیك ایشان، مخصوصاً در ساعات اوج ترافیك عملا غیرممكن می شود .

به هر حال به خاطر نظم دادن به فرهنگ مردم و رعایت حال ماشین های سواری، نرده كشی شده است. اما كو گوش شنوا؟! برخی اعتقادی به میله های فلزی وسط خیابان ندارند چون معتقدند كه با زور نمی شود فرهنگ را ساخت.این افراد  به راحتی همانند ورزشكاران پرش ارتفاع، از روی میله ها تردد می نمایند!

البته اینجانب هم اگر قادر بر عبور از روی این نرده ها بودم، نه از باب بی فرهنگی بلكه جهت اعتراض، به پرش متوسل می شدم. میله های رنگ و رو رفته و شبیه میله های زندان، فقط به درد پرش می خورند و بس!

***

مناظر بسیار زننده مركز شهر تبریز، از توالت عمومی مولانا! گرفته تا همه و همه كه بارها با عكس و بی عكس در پاتوغ خانا به آن پرداخته شده، مشتی است نمونه خروار. هر مسافری كه به تبریز و مركزش سفر می كند، چهره شهر را با این همه آشفتگی چگونه خواهد دید؟ براستی كه شهر دوست داشتنی من وحشتناك است.

 

() نظرات