بهار آن است که خود ببوید نه آن که تقویم بگوید !
نویسنده: خبرنگار حوزه وغیره موضوع: زورنا روز،
این چند روز آخر سال مشغله ها زیادتر می شوند و تا دلتان بخواهد خودبهار و اصل بهار فراموش می شود ! تا جایی که تعطیلات هم کسل کننده و خسته کننده می شود بهار به راستی حیات دوباره انسانهاست و همان ضرب مثل قدیمی که با آمدنش زمستان می رود و همه سیاهی ها به زغال می ماند... خیلی ها بهار را در شلوغی های روزمره فراموش می کنند بهار با آن رسومی که با خود می آورد و شاید به خاطر سطحی نگریها به عادت شست و روب دیوار و پنجره یا لباس نو بازار و... تبدیل شده است . تنها بهار تنها مانده است با تكرار سالانه خود که از نو شدن مدام فریاد می زند و گوش کسی هم بدهکار نیست! بهار حقیقی و نوروز حقیقی در فراموشی است در احادیث و آیات به تدبر آن تاكید شده است و رویش تازه درختان را حكمت بزرگ دانسته اند و اندیشیدن پیرامون این موضوع انسانها را به عالمی دیگر نزدیک می کند تا آنجایی که هر روز و هر لحظه می تواند بهاری باشد . از خانه تكانی و بازار شب عید تا همان عالمی دیگر، فرسنگ ها فرسنگ فاصله افتاده است . سالی كه نكوست از بهارش پیدا نیست. چرا كه هنوز كسی نبوده و نیست كه بهار و زمستانش یكی باشد یا بهار زندگیش با زمستان آن تفاوتی نكرده باشد. آنان كه بهاری می زیند سراسر سال نیكو زیسته اند بلكه هر سالشان نكوست. آنچه از بهار می ماند شوق شكوفایی است .حال می شود آن را به تكرار تبدیل كرد و یا تكرار بهار را بهانه ای برای تحول دانست. شاید شعر گویای مرحوم سلمان هراتی بهترین مثال این مقال باشد. بگذار سلام بر آنان بهار غنچه سبزی است بشقاب های کوچک سبز، بهار کی می تواند
گنجشک های خرد
در آفتاب مه آلود بعد از ظهر زمستان
به تعبیر بهار بنشینند
و گلهای گلخانه
در حرارت ولرم والور
به پیشواز بهاری مصنوعی بشکفند.
که در پنهان خویش
بهاری برای شکفتن دارند
و می دانند
هیاهوی گنجشکهای حقیر
ربطی با بهار ندارد؛
حتی کنایه وار
که مثل لبخند باید
بر لب انسان بشکفد.
تنها یک "سین"
به "سین" های ناقص سفره می افزایند.
این همه بی معنی باشد؟
بهار آن است که خود ببوید
نه آن که تقویم بگوید!!!


زورنا آن لاین (38)