حالی که گرفته شد!
نویسنده: خبرنگار حوزه وغیره موضوع: زورنا شنیده ها،
اشاره پاتوغ خانا: «به جان مولایم علی(ع) خجالت نمی كشند و خجالت نمی كشید!؟»این جمله كسی است كه این هفته یک جور هایی حال ما و اهالی چای خانه پاتوغ را گرفت! آنچه در ادامه می خوانید حرف دل یکی از مشتریان پاتوغ است *** _«نشسته اید برای خودتان چای تعارف می كنید و از مضرات آن می بافید و محاسن آن را بازگو می كنید! عزیز من! خون داده اند به خدا، خون دل خورده اند به خدا، حرف حرف یك عمر است! انقلاب، انقلاب نمی شد و نمی شود مگر اینکه از جان و دل مایه گذاشته شود.» ***چای از گلویمان پایین نرفت. قند را همین طور درسته قورت دادیم! و فنجان چای را گذاشتیم زمین و گفتیم: پدر من! مگر چه شده است؟ شما چرا چای ما را با انقلاب قاطی می كنید؟... _ « مردم دغدغه شان مگر چای است؟ مردم دغدغه شان مگر قلیان و هزار تا كوفت و زهرمار است؟ مگر این اسباب چقدر از ذهن مردم را مشغول کرده اند که برایش قانون وضع می کنند و پشت سرش هم آن را لغو می کنند؟!! ببین تو را به خدا وقت و سرمایه مردم را برای چه چیزهایی که تلف نمی کنند!» ***شما بفرمایید چکار کنیم؟ _« چه كسی به « درد» مردم رسیدگی می کند؟راستی، تو از درد مردم چه تعریفی داری؟ هان!» *** من از چای خوردن می افتم. اصلاً راستش را بخواهید چای سرد شده است و قابل خوردن نیست. می خواهم سئوال ایشان را جواب دهم، نصفه و نیمه سرفه ای می كنم و می گویم، پدر عزیز! درد مردم همین مشكلات هست دیگر. چای هم یكیشان! اصلاً شما افزایش قیمت چای را ملاحظه كرده اید؟ _ « خب اشكال كار شما هم همین جاست. مگر مشكلات مردم، «درد» مردم اند؟ مشکلات، می توانند بخش کوچکی از درد مردم باشند اما درد مردم نیستند! این مردم از اول انقلاب حتی قبلتر از آن هم با مشكلات آشنا بودند و هستند». ***پدرجان! مشکل یا همان درد مردم را شما بفرمایید؟ _اولاً مشکل مردم با درد مردم فرق می کند. این دو تا را با هم قاطی نکنید. ثانیاً باید به این نکته توجه شود که مردم ایران از آرمانگراترین مردمان جهان اند و به خاطر همین آرمانها هم انقلاب كرده اند. «درد» چیزی بزرگتر از نان شبشان می تواند باشد که شاید عده ای از مردم هم به ناچار همه دردشان نان شب شده است. راستی اینجاست که درد مردم انقلاب تازه می شود. بزرگترین«درد» مردم انقلابی، درد بی دردی هاست... چقدر از آرمانهای اول انقلاب را در جامعه می بینید؟ هر چه کمتر، « درد » بیشتر. چرا که نتوانسته ایم آنچه که باید را حفظ کنیم. ما چه الگویی را برای جوانان پرورش داده ایم که یادگار بماند و در جامعه ساری و جاری باشد؟ جوان نسل چندمی وقتی كه پای به جامعه می گذارد با ارزشهای انقلاب چگونه آشنا می شود؟! چه كسی مسئول است كه این جوانان، بی«درد» بار نیاید؟! ارزشهای انقلاب با سهمیه کنکور بسیجیان حفظ می شود؟!! نسل من در جبهه ها جنگیدند. با مردانی روبرو بودند كه اگر 1000 تومان ماهانه دریافت می كردند بخشی از آن را بر می گردانند كه بیت المال است و كمتر از این 1000 تومان مایحتاج ما را کفاف می كند. الگوی جوان امروز چه كسانی هستند؟ اگر منم! كه وای به حال جوانان... مردم با این همه طرح تكریم چرا باید بی تكریم بمانند؟ از انقلاب 30 سال گذشته است. چرا ناكارآمدان برای مردم معرفی نمی شوند؟ این عده ای كه دسته گل به آب داده اند و نارضایتی ایجاد كرده اند چرا برای مردم معرفی نمی شوند؟ آیا حق مردم و تکریم مردم انقلابی، معذرت خواهی خشك و خالی این افراد نمی تواند باشد؟! بازرسی ها در کارهای ساده و پیچیده چرا رو نمی شود؟! کدام مرجع، توانایی رسیدگی به کاغذبازیهایی که بخاطر کم حوصلگی و اهمال کاری کارمندان ایجاد می شود را دارد؟ آیا توانسته است اعلام کند که نسبت به فلان تاریخ، بوروکراسی این اداره از این مقدار به فلان مقدار رسیده است؟ اگر باور نمی کنید خودتان امتحان کنید!!! ارباب و ارباب رجوع !چقدر متناسبند؟! در ادارات ما رئیس در پستوی ادارات است و برای ملاقات ارباب رجوع با ارباب! باید دالانهای ادارات طی شود. «درد» این است که ارباب چرا نمی فهمد که باید در نزدیکترین قسمت ورودی اداره، آنهم نه با آن شکوه و جلال، برای مردم نوکری کند! نه اینکه شعار نوکری بدهد... برادر من! «درد»ها زیادند. مشکل اصلی، ندانستن «درد» مردم است. نه حل معضل کمبود پودر لباسشویی... *** نظر شما چیست ؟! *** این عزیز تازه وقتی داشتند خداحافظی می کردند یادشان افتاد که چند تا عکس توسط همراهشان از لکه گیری چهارراه شهید بهشتی گرفته اند که جای تامل دارد! کارگران مشغول کارند: سیل به خاطر آب گرفتگی: هرچند لکه گیری در وسط رودخانه، کار غیراصولی است ولی همچنان گارگران مشغول کارند : نتیجه حاصل شده ! 






زورنا آن لاین (38)