افشای ابتذال در موسیقی فاخر 

امکان ندارد موسیقی فاخر برای مخاطب عام در یک استانی دیگر، غیر فاخر نواخته شود و یا مخاطبان موسیقی فاخر همان استان برداشتی مبتذل از موسیقی قانونی مجوز دار به اصطلاح فاخر داِشته باشند
 به گزارش خبرنگار زورنا هر چند مدیر كل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی در گفتگو با ایسنا ،تبریز را دارالمومنین عنوان کرده و گفته است: ما از آن موسیقی حمایت می‌كنیم كه فاخر باشد و شان شئون در آن حفظ شده باشدو این استان را از ویژگی خاصی  هم برخوردار دانسته است ولی می بایست گفت ، هرگروهی که مجوز قانونی اجرای کنسرت را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور دریافت می کند حتما برای اجرای کنسرت در اقصا نقاط کشور این مجاز دریافت کرده است چرا که امکان ندارد موسیقی فاخر برای مخاطب عام در یک استانی دیگر، غیر فاخر نواخته شود و یا مخاطبان موسیقی فاخر همان استان برداشتی مبتذل از موسیقی قانونی مجوز دار به اصطلاح فاخر داِشته باشند . مگر این که تازگی ها وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور به موسیقی غیر فاخری که شان شئون در آن حفظ نمی شود هم مجوز دهد که این غیر ممکن است و با سیاستهای فرهنگی کشور در تناقض جدی است . 

فعالیت پرفرازونشیب زنان در موسیقی؛ علت ها و پیامدها

حامد عاطفی فر




به گواه تاریخ و به باور كارشناسان، نغمه های زنانه، اولین و ساده ترین نمونه های ادبیات شفاهی ایران زمین هستند. اسناد تاریخی نشان می دهند كه زنان علاوه بر پیشتازی در فرهنگ فولكلور، در حفظ و اشاعه "موسیقی بومی" نیز نقش مهمی بر عهده داشته و جزو نخستین حافظان نغمات محلی و بومی هستند. از نمونه بارز این نغمه های دلنشین كه سینه به سینه و نسل به نسل به ما رسیده است می توان به"لالایی های مادران" و همچنین نغمه های محلی زنان در آئین های سور و سوگ اشاره كرد. نتایج تحقیق كارشناسان امر نشان می دهد كه موسیقی در ایران تا قبل از انقلاب مشروطه در خدمت دربار و عده ای از افراد متمول جامعه بود و به نوعی هنر اشرافی محسوب می شد ولی بعد از انقلاب مشروطه و با ایجاد یك دگرگونی و انقلاب فرهنگی در آن مقطع، موسیقی به تدریج در لایه های مختلف جامعه رواج یافته و به هنری كه در دسترس همگان است تبدیل شد.
بر این اساس، از همین زمان بود كه زنان نیز توانستند در عرصه موسیقی فعالیت كنند و با كسب توفیقات قابل توجهی اوج حضورشان در دوران پهلوی اول را رقم زنند. با تاسیس مركز حفظ و اشاعه موسیقی و نیز ایجاد هنرستان های موسیقی در سال های بعد، حضور زنان در عرصه موسیقی افزایش قابل ملاحظه ای یافت اما با پیروزی انقلاب اسلامی و با در نظر گرفتن آرمان های انقلاب و نیز توجه به شرایط اجتماعی حاكم بر جامعه،‌ حضور زنان در عرصه موسیقی به تدریج كمرنگ شد. بازگشت زنان به عرصه موسیقی مدت زمان زیادی به طول نیانجامید چراكه از اوایل دهه 60 بود كه برخی از زنان در گروه هایی مثل گروه موسیقی "كامكارها" و "شیدا" به عنوان نوازنده حضور یافتند و به این ترتیب دوره جدیدی از حضور مجدد این قشر در عرصه موسیقی ایران آغاز شد. شاید بتوان دهه 70 را نقطه عطفی در شكوفایی استعدادهای زنان ایران زمین در عرصه موسیقی نامید زیرا علاوه بر اینكه در این برهه از زمان حضور زنان در كنسرت های موسیقی به عنوان همنواز و گاهاً همخوان شروع شد بلكه نخستین گروه پاپ زنان در كشورمان نیز موفق به اخذ مجوز رسمی فعالیت از مراجع ذیصلاح گردیدند.‌زنان ایرانی فعال در حوزه موسیقی اما در سال های اخیر با فراز و نشیب فراوان به حیات هنری خود ادامه می دهند؛ آنان گاه مورد لطف مسئولان قرار می گیرند و گاه با بی مهری شان مواجه می شوند. شاید لغو اجرای كنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار در تبریز، آخرین نمونه از بی مهری های صورت گرفته به این قشر از هنرمندان باشد.
طبق خبر منتشر شده از سوی سایت دل آواز، سایت رسمی اطلاع رسانی استاد شجریان، كنسرت همایون شجریان به دنبال مخالفت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی به علت حضور دو نوازنده زن در گروه همنوازان حصار لغو شد؛ موضوعی كه احمدی منش مدیر كل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی در گفتگو با خبرگزاری ایسنا آن را تایید هم کرده است و علل مخالفت و لغو كنسرت همایون شجریان را حضور نوازندگان زن در گروه موسیقی و ظرفیت بالای سالن كه بیش از 2 هزار نفر بود و ضریب امنیت و مدیریت سالن را پایین می‌آورد دانسته است .



با همه این اوصاف، عده ای معتقدند كه قوانین مربوط به حوزه فرهنگ و هنر به ویژه مقررات حوزه موسیقی در استان های مختلف كشور با شدت و ضعف اعمال می شود؛‌ آنان معتقدند چرا گروهی مانند "همنوازان حصار" می توانند با در اختیار داشتن دو نوازنده زن در تهران و برخی دیگر از استان ها به اجرای كنسرت بپردازند اما در استان آذربایجان شرقی كه در فرهیختگی مردمان آن تردیدی وجود ندارد این امكان میسر نمی شود؟ در 30 سال گذشته این برای چندمین بار است كه به دلیل برخورد سلیقه ای مسئولان،‌ هنرمندان برجسته موسیقی ایران موفق به ارائه كنسرت در شهر تبریز نمی شوند و به همین خاطر، "موسیقی ایرانی" به جز تدریس در مراكز آموزشی و نیز اجراهای محدود عمومی توسط برخی از هنرآموزان،‌ گوش مردم فرهیخته آذربایجان و تبریز را نمی نوازد.
شهروندان آذربایجان معتقدند همچنان كه مردمان سایر نقاط ایران به صورت زنده از ساز و آواز اساتید شاخص موسیقی كشور بهره مند می شوند،‌ آنان نیز از این حق برخوردارند كه گوش دل به این آواها و نواها بسپارند. از نمونه این اتفاقات در آذربایجان شرقی در این حوزه می توان به لغو اجرای اركستر ملی موسیقی ایران به رهبری استاد فرهاد فخرالدینی و خوانندگی علیرضا قربانی در شهریور 86 و عدم اجرای آواز استاد محمدرضا شجریان در آبان همان سال در تبریز اشاره كرد. پس از استاد فخرالدینی و استاد محمدرضا شجریان كه موفق به اجرای برنامه های هنری خود در تبریز نشدند این بار، این بار ، دامن گروه همنوازان حصار و همایون شجریان را گرفت و مانع از بهره مندی مردم هنردوست آذربایجان و تبریز از یك موسیقی فاخر شد.
هر چند مدیر كل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی در گفتگو با ایسنا ،تبریز را دارالمومنین عنوان کرده و گفته است: ما از آن موسیقی حمایت می‌كنیم كه فاخر باشد و شان شئون در آن حفظ شده باشدو این استان را هم از ویژگی خاصی برخوردار دانسته است  ولی می بایست گفت ، هرگروهی که مجوز قانونی اجرای کنسرت را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور دریافت می کند حتما برای اجرای کنسرت در اقصا نقاط کشور این مجاز دریافت کرده است چرا که امکان ندارد موسیقی فاخر برای مخاطب عام در یک استانی دیگر، غیر فاخر نواخته شود و یا مخاطبان موسیقی فاخر همان استان برداشتی مبتذل از موسیقی قانونی مجوز دار به اصطلاح فاخر داِشته باشند . مگر این که تازگی ها وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور به موسیقی غیر فاخری که شان شئون در آن حفظ نمی شود هم مجوز دهد که این غیر ممکن است و با سیاستهای فرهنگی کشور در تناقض جدی است .
در این میان گروه های موسیقی دیگری كه در سطح منطقه فعالند نیز از آنچه برخوردهای غیرقانونی و سلیقه ای مسئولان می خوانند كم و بیش شاكی اند و بر این باورند كه اگر در گروه خود همخوان و یا نوازنده زنی حضور داشته باشد اخذ مجوز اجرای عمومی به امری تقریباً محال تبدیل می شود. با وجود تلاش فراوان برای مجاب كردن سرپرستان گروه های موسیقی محلی برای اظهار نظر در این خصوص، این عده به دلیل جلوگیری از هر گونه ایجاد مشكل و یا سوء برداشت،‌ حاضر به مصاحبه نشدند؛‌ اما دو نفر از نمایندگان تبریز در مجلس شورای اسلامی در گفتگوهایی جداگانه با تاكید بر اجرای قوانین مصوب در تمام نقاط جغرافیایی كشور،‌ قانون شكنی را تقبیح كردند.
*قانون شكنی از جانب هیچ فردی پذیرفته نیست
محمدحسین فرهنگی،‌ نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی نیز با بیان اینكه اجرای قوانین، شهر و استان نمی شناسد،‌ افزود:مقررات در تمام كشور باید اجرا شود. وی اظهار داشت: قانون شكنی چه از سوی مسئول و چه از سوی شهروند پذیرفته نیست و امری مذموم به شمار می آید.

*قانون شكنی، حركت در مسیرخلاف فرمایشات رهبری است
مسعود پزشكیان دیگر نماینده مردم تبریز در مجلس با انتقاد از قانون شكنی عده ای از مسئولان،‌ گفت: اگر معتقد به حرف شنوی از رهبر معظم انقلاب باشیم كه هستیم باید بر اساس فرمایشات ایشان به پیش برویم كه همواره بر قانونمنداری تاكید كرده اند؛‌بنابراین اگر قانون شكنی از جانب هر فردی اعمال شود مترادف با این است كه در مسیری خلاف جهت بیانات معظم له حركت می كنیم. وی افزود:قانون شكنی مسئولان‌،‌ احترام آحاد مختلف مردم به قانون را از بین برده و باعث ترویج بی احترامی به قانون در جامعه می شود. پزشكیان گفت: مسئولی كه خود، قانون را زیر پا می گذارد نباید شهروندان را به تبعیت از قانون و قانون مداری دعوت كند.
* هموراه روح بی قانونی بر فعالیت موسیقایی زنان حاكم بوده است
جواد كریم نژاد، پژوهشگر و كارشناس موسیقی نیز گفت: همواره روح بی قانونی و بی سلیقگی مسئولان تصمیم گیر بر فعالیت زنان در عرصه موسیقی حاكم بوده است. وی با بیان اینكه نغمه های زنانه، اولین و ساده ترین نمونه های ادبیات شفاهی ایران زمین هستند،‌ افزود: تداوم و حفظ "موسیقی بومی" نیز مدیون حضور زنان است كه به طور سینه به سینه به نسل كنونی منتقل شده است. وی لغو كنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار در تبریز به بهانه حضور دو نوازنده زن در این گروه را توجیهی بیش برای جلوگیری از اجرای چنین برنامه هایی ندانست و گفت: محدودیت های نامتعارف و غیركارشناسی در این حوزه باعث ترویج موسیقی زیرزمینی و روی آوردن هنرمندان این حوزه به ویژه هنرمندان آسیب پذیر زن به موسیقی های وارداتی می شود. وی افزود: بر همین مبناست كه اكنون حضور هنرمندان عرصه موسیقی به ویژه بانوان این حوزه در مرزهای خارج از كشور تشدید شده و باعث رونق كانال های ماهواره ای بیگانه شده است. عضو پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی اضافه كرد: در زمان حاضر تعداد زیادی از هنرآموزان كشورمان برای یادگیری و فعالیت در عرصه موسیقی، عازم كشورهای مختلف از جمله جمهوری آذربایجان و تركیه می شوند كه این خود زنگ خطری برای موسیقی اصیل ایرانی است. وی تاكید كرد: برخی مسئولان با برخوردهای سلیقه ای، راه رشد قارچ گونه موسیقی های زیرزمینی مانند "رپ"، "هیپ هاپ"، "متال"،"‌رگه" و "راك" را هموار می كنند به طوری كه هم اكنون هفته ای نیست كه در سطح كشور گروهی با این مشخصات متولد نشده و فعالیت نكند. وی خاطرنشان كرد: در سایه همین بی تدبیری مسئولان،‌ محصولات به اصطلاح موسیقایی این گروه های بی هویت در قالب سی دی و كاست آن هم در منازل و نه استودیوهای موسیقی تولید و روانه بازار فروش می شود كه نه تنها به صورت فیزیكی بلكه به شكل مجازی به سرعت در بین لایه های مختلف جامعه به ویژه جوانان پخش و مورد استفاده قرار می گیرد.
كریم نژاد با تاكید مجدد بر اینكه فعالیت زنان در عرصه موسیقی همواره از حاكم بودن روح بی قانونی و بی سلیقگی مسئولان تصمیم گیر برخوردار بوده است،گفت: به عنوان مثال می توان به تیتراژ سریال تلویزیونی مسافری از هند ساخته قاسم جعفری اشاره كرد كه با وجود اینكه با صدای همخوان زن همراه بود از رسانه ملی پخش شد و میلیون ها ایرانی آن را شنیدند ولی هنگامیكه شركت سروش لوح فشرده این مجموعه را منتشر كرد نام همخوان زن این اثر( فریبا اسدی) حذف گردید. این كارشناس موسیقی با بیان اینكه فعالیت زنان در عرصه موسیقی همواره اسیر محافظه كاری های زاید بوده است، خاطر نشان كرد: به طوری كه از یك طرف در دانشگاه ها،‌ هنرستان های موسیقی و مراكز آموزشی زیر نظر ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی به تعلیم سازو آواز برای زنان اقدام می كنند ولی در نهایت برای اجرای عمومی این هنرمندان كه در حقیقت ثمره مدت ها تلاش هنری آن ها محسوب می شود محدودیت هایی اعمال می گردد. جواد كریم نژاد اضافه كرد: اگر حضور زنان در كنسرت ها و اجراهای موسیقی، امری مذموم است به این سوال پاسخ داده شود كه چرا مراكز آموزشی، هنرآموزان را در چنین سطح گسترده ای تعلیم می دهند. وی در عین حال گفت:البته نباید نادیده گرفت كه در جامعه ای مثل ایران، محدودیت هایی در تطابق با فرهنگ،‌ مذهب و چارچوب های سیاسی و در راستای آرمان های انقلاب اسلامی وجود دارد كه امری اجتناب ناپذیر است.
***


بر اساس آنچه گفته شد و با در نظر گرفتن تمام جوانب امر، برخورد سلیقه ای با زنان فعال در عرصه موسیقی در هر شرایطی غیرقابل قبول است.