گویند اگر سیاست پدر و مادر نمی شناسد(  توضیح اضافی : منظورمان سیاست از نوع لامذهبی آن است ) «فرهنگ» ، پدر و مادر ندارد!گواه حرفمان مشهود است و این هم سند اش:

در این دیار باشگاه ورزشی فرهنگی هم به نشر «فرهنگ»  اهتمام دارد و هم  ادارجات مختلف (  توضیح اضافی : هرچند اساتید کلمه اشتباهی است و باید گفت استادها، ولی به هر حال استاد ها یا  اساتید گویند:کلمه سبزیجات صحیح است ولی ادارجات را می بایست اداره ها نوشت و الخ) که اصلا (توضیح اضافی : منظورمان، اصل و اصالت است –قول می دهم دیگر توضیح اضافی ندهیم ) «فرهنگ» را یدک می کشند و بعضا در قالب ارگان، نهاد ،اداره ، سازمان ،سامانه،پایانه و غیره (توضیح غیر اضافی : ما قول داده ایم توضیح اضافی ندهیم قول که نداده ایم توضیح غیر اضافی ندهیم ؟ اما این بار قول می دهیم توضیح غیر اضافی هم ندهیم به غیر این مورد که: یادمان رفت می خواستیم چه توضیح غیر اضافی بدهیم !) سنگ «فرهنگ» به سینه می زنند.( یادم آمد:«وغیره» بقال سر محله ما  را هم شامل می شود که فرهنگ خاص خودش را اشاعه می دهد ).

 نتیجه این که معلوم نیست متولی «فرهنگ»  کیست و فعلا فرهنگ پدر و مادر مشخصی ندارد که اگر از مخرج و صورت ( قول داده ام توضیح اضافی و غیر اضافی  ندهم) اضافی ها را کسر کنیم می شود : فرهنگ پدر و مادر ندارد!

فضلا و حکمای قوم ( قول داده ایم توضیح اضافی و غیر اضافی  ندهیم) به این نتیجه رسیده اند که «فرهنگ» یکی از زیر ساختها محسوب می شود و دانشمندان ( قول داده ایم توضیح اضافی و غیر اضافی  ندهیم)  بر این عقیده اند که اگر شما حتی اگر «فرهنگ»  استفاده از فشفشه را نداشته باشید یحتمل با کمی بی دقتی و بی فرهنگی در نحوه استفاده از فشفشه به کره ماه پرتاب خواهید شد که علاوه بر خطرات جانی احتمال صدمات فراوان مالی را هم به دنبال دارد ( قول داده ایم توضیح اضافی و غیر اضافی  ندهیم)

پس به زور هم که شده اثبات کردیم : «فرهنگ» از زیر ساختها محسوب می شود و ساختن بدون این زیر ساخت عواقب بسیار بدی به دنبال دارد که از توضیح اضافه و غیر اضافه اجتناب می کنیم .

با توجه به دو نکته بالا و باز کسر صورت و مخرج های اضافی ( قول داده ایم توضیح اضافی و غیر اضافی  ندهیم) به این نتیجه رسیدیم که :هرچند «فرهنگ»  از زیر ساختها به شمار می آید ولی کلمه «فرهنگ»  به خودی خود  پدر و مادر ندارد و باید به دنبال پدر و مادرش گشت چرا که علف خرس نیست که از زیر بوته بعمل بیاید .

پس باید کار فرهنگی انجام داد تا فرهنگ را  عمیقا شناخت چرا که  «فرهنگ»  در تعاریف  کلیشه ای  و سخنرانی کلیشه ای تر  یافت نمی شود والا فرهنگ برای خود پدرها و مادر های ناخوانده فراوان دارند . ( قول داده ایم توضیح اضافی و غیر اضافی  ندهیم)

بنا به قانون مثلث متساوی الساقین  که می گوید اگر طول دو نیمساز یک مثلث هم اندازه باشند آنگاه آن مثلث متساوی الساقین است فرهنگ دو ضلع دقیقا مساوی دارد که آن را می توان به دو بخش مردم و مسئولین تقسیم کرد فرهنگ مردم را در آداب و رسوم و هنجار و نا هنجاری ها می توان جستجو کرد و فرهنگ مسئولین را هم ایضا ...

 چون در  اینجا ودر  این مجال اندک نمی توان پیرامون  «فرهنگ»  بیش از این روده درازی کرد  پس شما  پیدا کنید پرتقال فروش را با داشتن این مفروضات :

الف:  باید  برخی بدانند فرهنگ با نصب بنر های  بزرگ جلوی در  اداره ها  که به بیان عملکرد و وظیفه ذاتی آنها محسوب می شود به وجود نمی آید و این کار کاملا غیر فرهنگی است    ( قول داده ایم توضیح اضافی و غیر اضافی  ندهیم)

ب: مردم می دانند انجام وظیفه و منت گذاشتن بر سر مردم با فرهنگ خدمت در تناقض است ( قول داده ایم توضیح اضافی و غیر اضافی  ندهیم)

ج. مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید چرا که مردم بوی ها را در جای خودش خوب حس می کنند ( قول داده ایم توضیح اضافی و غیر اضافی  ندهیم)

د.  هر چند سفر سوم برای فرهنگ خیلی دیر هنگام است ولی زعمای قوم  ( قول داده ایم توضیح اضافی و غیر اضافی  ندهیم)می گویند: والدین فرهنگ  به خاطر عده ای مسئول نما! دق مرگ شده اند. رییس جمهور به داد فرهنگ برسد ،چرا که حتی کار   فرهنگی آنها پدر فرهنگ را در آورده است!  ( قول داده ایم توضیح اضافی و غیر اضافی  ندهیم)