منبر پنجم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و صل الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین المنتجبین المكّرمین المتقین

جوان ! تقوا داشته باش . یعنی حرف گوش كن باش . یعنی فقط به حرف خدا گوش بده و لا غیر. محرم و صفر فقط برای گریه كردن و سینه زدن تنها نیست . محرم و صفر تمرین لبیك گفتن به هل من ناصر ینصرنی است . فلذا خود دانی . من آنچه شرط بلاغ با تو گفتم خواه پند بگیر خواه نعره بزن
 
برادران سینه زن ! برادران هروله كننده ! لطفا در موقع هروله كردن مراقب اشیایی كه زیر دست و پا میروند باشید . نا سلامتی حق الناس است . بخصوص اگر آن شی ، كودك یا پیرمرد باشد .
 
با تو هستم دلاور! موقع سخنرانی دم در روی موتور می نشینی و بساط هر و كر و تخمه و سیگار و غیبت راه می اندازی ، همین كه مداح ، های های اول برنامه اش را شروع می كند ، چنان عربده می كشی كه فونداسیون مسجد به لرزه می افتد !! شرم كن خانه خراب . دفعه دیگر ببینم موقع سخنرانی واعظ توی حیاط مسجد یا جلوی درب معركه گرفته ای ، خودت را پرتاب می كنم توی جوب ، موتورت هم بالای پشت بام
 
خواهران محترم ، بنده قصد ندارم تكرار مكررات بكنم ولی خدای نكرده طوری نشود كه گشت ارشاد جلوی دسته عزاداری را هم بگیرد !! بازهم توضیح بدهم ؟
 
مسئولان تكیه و هیأت برنامه عزاداری و پذیرایی را طوری تنظیم كنند كه مومنین نماز صبحشان قضا نشود . آقاجان ، ظهر عاشورا ، سیدالشهدا علیه السلام پیش چشم لشگر دشمن ایستاد به نماز ، شما خیر سرت ، حداقل نمازت را قبل از قضا شدن بخوان . بیخودی هم بهانه نیاور .

 

روضه:

سختى زخمها امام حسین(ع) را بر زمین نشانده بود و سپاهیان او را از هر سوى در میان گرفته بودند.
عبداللّه بن حسن كه در آن زمان یازده سال بیشتر نداشت عموى خود را نگریست كه دشمن او را از هر سوى در میان گرفته است . یاراى دیدن بیشتر این منظره را نداشت . بى اختیار به سوى عمو دوان شد.
عمّه اش زینب خواست عبدالله را بگیرد، امّا او از چنگ عمّه گریخت و خود را به عمو رساند.
در این هنگام بحربن كعب شمشیر را بلند كرد تا بر حسین فرود آورد. عبداللّه فریاد زد: اى ناپاك، آیا مى خواهى عمویم را بكشى؟
بحر ضربه خود را فرود آورد و عبداللّه دست خویش سپر كرد. شمشیر دست عبداللّه را
برید و دست به پوست آویزان ماند. یادگار امام مجتبى علیه السلام فریاد زد: یا عمّاه .
آنگاه خود را در دامن عمو انداخت. عمو او را به خود فشرد و فرمود: پسر برادر، بر آنچه بر تو نازل شده است صبر كن و اجر خود را از خداوند بخواه، كه خداوند تو را به پدران پاكت ملحق كند.
در همین حال كه عبدالله بر دامن عمو بود حرملة بن كاهل تیر به سوى او افكند و او را به شهادت رساند.
و صلی الله علی الباکین علی الحسین علیه السلام