منبر اول

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و صل الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین المنتجبین المكّرمین المتقین
 
جوان گناه نكن ، هر غلطی خواستی بكن . فقط گناه نكن . نمی میری
 
برادر عزیزی كه با هیبت گرسیوز دم در ایستاده ای و هر كه پیراهن مشكی نداشته باشد راه نمیدهی ، حیا كن از صاحب خانه . با عزاداران حسینی علیه السلام با ادب رفتار كن . مگر نشنیده ای كه انی سلم لمن سالمكم ؟ حیا كن.


جوان محترم ، در به در ! اینجا آمدنت حساب و كتاب داشته . پس تو هم حساب و كتاب سرت بشود . هر جور خواستی نیا . هر جوركه  خواسته اند . بیا
 
پیرمردان عزیز كه بعد از سلام نماز ، مثل فشنگ به سمت پشتی ها و مخده ها هجوم می برید  و برای خودتان سر قفلی درست كرده اید ، آخر من چه بگویم به شما ؟!! پدر جان لااقل اینقدر صحبت نكن كه رشته سخن از دست واعظ و ناطق در برود آنجا كه عرب نی انداخت
 
آن دلاورانی كه نتهای مجلس را به لنگرگاه اشتباه گرفته اند و مدام چایی طلب می كنند و بلوتوث بازی و پیامك بازی می كنند ، خانه خراب آن تازه واردی كه بعد از نماز رسیده نمی تواند بیاید وسط مجلس یا داخل محراب نمازش را بخواند كه . آن انتها را برای تازه از راه رسیده ها خالی كن ببینیم بابا .
 
مشدی جمال ، ببینم مثل سال قبل وسط ترجمه قرآن یا سخنرانی داری چایی و شیر كاكائو پخش می كنی ، از همین روی منبرزیر دستی آبجوش را پرت می كنم طرفت !! وقت شناس باش سر جدت !
 

روضه :------------ 
كاروان حسینی به محلی رسید . آقا پرسیدند اینجا چه نام دارد ؟ گفتند : نینوا . فرمودند : اسم دیگری هم دارند ؟ جواب داند : غاضریه. مجددا پرسیدند : نام دیگری هم دارد ؟ پاسخ دادند : اینجا را كربلا هم می گویند .
آقا فرموند : اعوذ بالله من الكرب و البلا . و كاروان را به اسكان یافتن در آن سرزمین امر كردند . شاید بچه های كوچك نمیدانستند اینجا قرار است چه خبر بشود. هنگام ورود به كربلا جوانان بنی هاشم و اصحاب را در كنار خود داشتند و دلخوش به حضور و محبت انان بودند . اما غروب عاشورا این بچه ها بهت زده به دنبال آشنایی میدویدند تا اتش لباسشان را خاموش كند و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم
 
 ***
پی نوشت : و تو انگار كن كودكان غزه وقتی صدای اولین هواپیماها را شنیدند و به پدر و مادر و خواهر و برادرانشان نگاه می كردند ، همان بهت و حیرت كودكان عاشورایی داشته اند