نمایشگاه قرآن تبریز

در باب هرچیزی می شود نوشت اما به قدر نوشتن هم باید نتیجه گرفت که به همین خاطر نمی بایست به خاطر هر چیزی نوشت!

نمایشگاه قرآنی شهر، موضوع مناسبی است چرا که در این شهر یک اتفاق مهم می تواند تلقی شود. نمایشگاه قرآن در مصلای قدیم تبریز از آن نمایشگاه هایی محسوب می شود که با ظاهری مناسب و غرفه های تر و تمیز چیده شده است. از آن جا که می بایست از زحمات تمامی دوستان تشکر نمود، می بایستی به عنوان یک بازدید کننده محترم هم نظرات خود را منعکس کرد.

وقت نمایشگاه، خود مسئله ای است که می توان در مورد آن از مسئولین سئوال کرد. چرا نمایشگاه در شیفت قبل از ظهرش دایر نیست؟  البته ناگفته نماند برخی روزهای خاص به دلخواه مثل این که نمایشگاه باز و بسته هم می شود که جای شکرش باقی است اما متولیان باید در امر اطلاع رسانی بیشتر از این همت می نمودند.

ضعف اطلاع رسانی چیزی نیست که متعجبمان بکند. به هر حال علاقمندان، حتی اگر نمایشگاه زیر سنگ هم باشد پیدایش می کنند و از آن بازدید خواهند کرد.

 شاید یکی از دلایل استقبال کم از این نمایشگاه همین مقوله اطلاع رسانی باشد. غرفه داری با تعجب فراوان اذعان می کرد: تبریزی ها کتاب خوان و اهل این جور نمایشگاهها نیستند! نمایشگاهی را با این درصد فروش کم ندیده بودم!

با خود گفتم که در بنر نمایشگاه توسط چسب آدرس را دقیق تر کرده اند. تبریزی ها باید بدانند نمایشگاه کجاست بعداً تشریف بیاورند. هر چند این داربستهای فرهنگی! در تبریز از بس هیچ زیاد است که دیگر کسی به آنها محل نمی گذارد.

البته بنده  طبق یک فرمول قدیمی، گرانی کتاب، حتی در نمایشگاه قرآن را به عنوان بهانه مناسب تحویل ایشان دادم. و در اینجا خودم هم تعجب کردم که حتی کتابهایی با مضمون مذهبی و دینی چرا باید این همه گران باشد!

آنچه می خواهم به عنوان اصلی ترین هدف از این نوشته عنوان کنم پرده برداشتن از راز یک کشف بزرگ و معضل فرهنگی است که صد البته اختصاصی هم به نمایشگاه قرآن تبریز ندارد و از قرار معلوم فراگیر است.

ارائه قرآن های شبیه هم با ترجمه خاص و صفحه آرایی خاص و تیراژ بالا توسط انتشارات مختلف نشانه ای از کم توجهی به بزرگترین و گرانقدرترین کتاب الهی می تواند باشد.

 متولیان از طرفی اقدام به چاپ آنچنانی قرآن با خط و تذهیب ریحان و قیمت هدیه هشت صد هزار تومانی می کنند! و از طرفی قرآن اینچنینی در حد کیفیت چاپ و صفحه آرایی و حتی ترجمه  پایین به خط کامپیوتری  و ترجمه آهنگین می نمایند. هنوز هم برای من سئوال است که اگر یک کپی سیاه و سفید مثلاً از خط ریحان (بعنوان مثال عرض می شود) گرفته شود و آن را با تیراژ بالاتر به چاپ رسانده و در اختیار همگان قرار دهند بهتر است یا قرآن با خط تزئین شده با آب طلا جهت خواص! و قرآن چاپ شده با کیفیت پایین برای عموم!

همین اسکناس را وقتی می خواهند چاپ کنند از هزار و یک مشاور و  هنرمند بهره گرفته می شود چرا متولیان فرهنگی در مورد چاپ نفیس (نه از حیث تشریفاتی آن و با قیمت گزاف) این همه بی توجه و بی تفاوتند؟!

 در نمایشگاهی که من دیدم ترجمه استاد الهی قمشه ای نمونه ای فراگیربود که به وفور یافت می شد .

البته باید گفت انتشارات قوی در این نمایشگاه شرکت نکرده بودند اما بالاخره ما در نمایشگاه ترجمه های دیگر از قرآن را به عنوان نایاب دیدیم و نیافتیم!

ترجمه صفارزاده از این نوع ترجمه ها بود که به اذعان بیشتر اساتید از بهترین ترجمه ها به حساب می آید. یا برخی دیگر از ترجمه ها مثل ترجمه رحماندوست که برای گروه سنی نوجوانان مناسبتر است که تقریباً در میان قرآن با آرایی قدیمی یعنی از نوع ترجمه تحت اللفظی قرآن (ترجمه زیر آیات) جایگاهی نداشت در صورتی که بهترین توصیه ها برای خرید قرآن می تواند باشد.

نمونه قرآن با ترجمه استاد بهرام پور با صفحه آرایی متفاوت همچون ترجمه صفارزاده نمونه خوبی است برای تغییر ذائقه ناشران کم ذوق! البته چنانچه گفته شد این مشکل عمومی است و ربطی هم به نمایشگاه قرآن ندارد چرا که در بیشتر کتاب فروشی های شهر هم وضع به همین منوال است .

به هر حال آنچه می تواند عموم مردم را با قرآن و مفاهیم آن آشناتر نماید، توجه به این نکات ظریف است تا تجدیدنظری در انتشار قرآن با تیراژ بالا و سلیقه های تکراری و فاقد هر نوع خلاقیت و نوآوری صورت گیرد.

آیا قرآن با خط کامپیوتری بهتر است یا قرآن با خط و هنر و نظر و هم اندیشی  هنرمندان؟!