خبرگزاری رسمی زورنویسان ایران

نقاش اثر: ایمان ملكی
به به و چه چه کردن و اوصاف بهار را شمردن از رسوم قدیمی است که شاعران، هنرمندان ،ورزشکاران ، قهرمانان ، نام آوران و الی ماشاا.. از آن بهره ها می برند و به خاطر زحمات زیادی که بهار کشیده است از ان تقدیر و تشکر فراوان بعمل می آید . صد البته جا دارد از تمامی کسانی که بهمراه بهار در پشت صحنه زحمت می کشند نیز تقدیر و تشکر فراوان کرد هرچند ایشان حقوق مکفی به خاطر انجام وظایفشان دریافت می کنند. و متاسفانه در برخی موارد در کارهای بهار اختلال به وجود می آورند اما باید توجه کرد نبود امکانات و بودجه در بخش عمرانی و فرهنگی بهار باعث این همه نا کار آمدی است و لاغیر ...
بهار که از در و دیوار به درون خانه نشت کرد، روح آدمیزاد بجنبید . بزرگان سخن به مضمون گفته اند : « چوب و تخته و دد! سنگ و خاشاک و همه وهمه ،را بنگر که چون به البسه سبز به آراستند و حال اگر تو عریان ماندی ، به جز لای در و دیواره و پنجره(جرز) نه ارزی ! »
شاعران چه غزل ها سروده اند و معاصران و قدما به سلامتی بهار بعضی وقتها در گیر و دار قافیه و ردیف در مانده اند به طوری که در مواردی چندین تن سکته هم زده اند !
آه چه بگویم از بهار که در وصف نسیمش دلمان را قلقلکی ملایم در می گیرد و کله مبارک به عینه همچون سبزه های صحرا سنبل در می آورد.شاید شما هم با من هم عقیده باشید که وصف بهار به خاطر عوارضی که برای نگارنده در پی دارد جایز نیست والا مدحی برای بهار می نوشتم و در کنار سپیداران آنسوی برکه همانند قورباغهای شیدا آواز می خواندم تا دل هر ره گذری بهار را ... ( اینجانب قصد نوشتن مدیحه ندارد لطفا معافم بدارید! )
شاعر دوست داشتنی و استاد غزل معاصر ایران محمد علی بهمنی در مورد بهار می فرماید :
بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات می آد اما خودت کجایی
وا بکنیم پنجره ها رو یا نه ؟
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه ؟
هر چند شاعر در این قسمت به مدح بهار اشارک هایی نموده است ولی نا گفته پیداست نکته ظریفی در شعر وی پنهان است که اشاره به آن منظور اصلی این نوشته را خواهد رسانید
ایشان در شعر بهار خود بر دو کلمه «پنجره »و «خاطره» اشاره فرموده که نباید از زاویه دید مخاطب پنهان بماند چرا که شاعر مجبور شده است برای حصول اطمینان از ورود نسخه اصلی بهار تاکید کند : « وا بکنیم پنچره ها رو یا نه ؟! » حتی در مواردی خاطره ورود نسخه های تقلبی بهار در ذهن شاعر چنان آزار دهنده است که باز با تاکید شاعرانه خود «تازه کردن خاطره ها » را با تردید دو چندان ابراز می کند .
چنانچه گفته اند هر چیزی را بهاری است و نباید آن را با بهار اصل اشتباه گرفت.
بهار که فرا می رسد جماعتی وی را دستاویزی خود قرار می دهند و آن را جشن همی می گیرند تا به واسطه آن هر چه عقده است از اول خلقتشان بر سر جماعتی دیگر خالی کنند . هز چند اقسام این بهاریه ها فراوانند .
· آن وقت که تو را به همت جماعت نیاز هست، وقت بهار است!
عده ای از اساتید و صاحب نظران بر این نظرند که بهار نماینده جماعت، همان چند صباح تبلیغات انتخاباتی است که در آن هم جماعت منفعت می برند و هم ایشان .
چون سر کیسه خلیفه (نماینده مردم ) گشوده گشت انعام از اقسام مختلف چون میوه جات گرفته تا چلوکباب فراوان می شود وبهار سفره های رنگین برای رای فرا می رسد و میوه بسیاری از وعده ها و وعیدهای توخالی به ثمر رای هم می نشیند و وای به جماعتی که رنگینترین را انتخاب کنند که به ننگ ،بهار را قلب کرده اند.
· این بهار بهتر از هر بهار دیگر!
بقال محل و اصناف خرد و کلان را هر بهار بهتر از بهار سال گذشته است چنانچه شب بخوابند و روز چندین درصد در انواع و اقسام مایحتاج عمومی مردم سود حاصلشان می شود. هر چند همیشه ناراضیند که ما فقط سود ثابتی از این بهار داریم چرا که خود برای تهیه این سری کالا ها جز توزیع کننده بیش نیستیم ... اما چون در بهار تورم نرخ افزایش قیمت توسط معده و روده برخی محاسبه می شود و در کنترل دولت و هیچ ارگانی نیست دروغ محض به شمار می رود .
· جامعترین مرکز بازاریابی ،خرید ، فروش مسکن در بنگاه بهار
بنگاه صداقت،بنگاه حقگو و کنسرسیوم بنگاه های املاک «حرف حق» با چاپ فراخوانی به خاطر وجود مبارک بهار که این همه نازنین است در نظر گرفته اند جامعترین مرکز بازاریابی ،خرید ، فروش مسکن را بنام بهار ایجاد کرده و در طول سال چندین مرتبه سفره هفت سین بچینند چرا که اول هر بهار رونقی در قیمت ساختمانها به وجود می آید که در بهار قبل هیچ عقل سلیمی فکرش به این بهاریه ها نمی رسید و نمی رسد !
· اگر بهاریه های تمام جماعت را روی هم جمع کنیم چنان زیاد می شود که بهار اصل در حاشیه قرار می گیرد این قصه سر دراز دارد و در این مقال کوتاه نمی توان به همه رقم آن اشاره کرد چنانچه گفته اند هر چیزی را بهاری است...
